تبليغاتX
Boo3.iR :: بوسه دات آي آر

تبليغات

جستجو در بوسه
آخرين مطالب بوسه
دانلود آهنگ “اسمال آقا” با اجرای متفاوت “سوسن خانوم”!!
آهنگ بسيار زيبای تیتراژ پایانی سریال زن بابا
آهنگ بسيار زيبای تیتراژ پایانی سریال چار ديواری
نشست خبری و حاشیه‌های فیلم " زمهریر " به کارگردانی علی رویین تن
عکس های جدید آناهیتا نعمتی
نشست خبری فیلم آل
عکس های جدید مصطفی زمانی
بسته ی آموزشی زبان ترکی در ۱ دقیقه
عکس های دیدنی و طنز از کودکان
واااااااااای خدا ببين كيا پولدار ميشن ! ( عکس )
عکس ها و اخبار جدید فیلم بستنی یخی
تست هوش 1
فیلم بعدازظهر سگی
دیدنی های چشم نواز
عکس های طنر و خنده دار
عکس های منتخب و جدید
تقدیر از بازیگران سریال دلنوازان
شب های رم ایتالیا
عکسهای جالب و دیدنی
تبلیغات جالب و مبتکرانه
عکس های فیلم جدید سن پترزبورگ
عکس های جدید کودکان
اگه دخترا برن سربازی !!!
برترین ماشین های سال ۲۰۰۹
عکس های عاشقانه
بازرگانی بوسه !
مهارتهای لازم برای ایجاد روابطی بهتر
نحوه صحبت با کودکان درباره مسائل جنسی
نتیجه کمبود پسر!
مصطفی زمانی
دانلود نرم افزار
گـالري عکس هاي متفرقه
آپديت آنتي ويروس
نویسندگان
خوراک آر اس اس
لوگو بوسه

آرشيو بوسه
تبليغات

» اگه دخترا برن سربازی !!!

صبحگاه:
فرمانده: پس این سربازه ها (بجای واژه سرباز برای خانمها باید بگوییم سربازه !)
کجان؟
معاون: قربان همه تا صبح بیدار بودن داشتن غیبت میکردن

ساعت ۱۰ صبح همه بیدار میشوند…
سلام سارا جان
سلام نازنین، صبحت بخیر
عزیزم صبح قشنگ تو هم بخیر
سلام نرگس
سلام معصومه جان
ماندانا جون، وای از خواب بیدار میشی چه ناز میشی

صبحانه:
وا…اقای فرمانده، عسل ندارید؟
چرا کره بو میده؟
بچه ها، من این نون رو نمیتونم بخورم، دلم نفغ میکنه
آقای فرمانده، پنیر کاله نداری؟ من واسه پوستم باید پنیر کاله بخورم

بعد از صبحانه، نرمش صبحگاه (دیگه تقریبا شده ظهرگاه)

فرمانده: همه سینه خیز، دور پادگان. باید جریمه امروز صبح رو بدید
وا نه، لباسامون خاکی میشه …
آره، تازه پاره هم میشه …
وای وای خاک میره تو دهنمون …
من پسر خواهرم انگلیسه میگه اونجا …

ناهار
این چیه؟ شوره
تازه، ادویه هم کم داره
فکر کنم سبزی اش نپخته باشه
من که نمی خورم، دل درد میگیرم
من هم همینطور چون جوش میزنم
فرمانده: پس بفرمایید خودتون آشپزی کنید!
بله؟ مگه ما اینجا آشپزیم؟ مگه ما کلفتیم؟
برو خودت غذا درست کن
والا، من توخونه واسه شوهرم غذا درست نمی کنم، حالا واسه تو..

چون کسی گرسنه نبود و همه تازه صبحانه خورده بودند، کسی ناهار نخورد

بعد از ناهار
فرمانده: کجان اینا؟
معاون: رفتن حمام

فرمانده با لگد درب حمام را باز میکنید و داد میکشد ، اما صدای داد او در میان جیغ سربازه ها گم میشود…
هوووو….بی شعور
مگه خودت خواهر مادر نداری…
بی آبرو گمشو بیرون…
وای نامحرم…
کثافت حمال…
(کل خانم ها به فرمانده فحش میدهند اما او همچنان با لبخندی بر لب و چشمانی گشاده ایستاده است!!)

بعد از ظهر
فرمانده: چیه؟ چرا همه نشستید؟
یه دقیقه اجازه بده، خب فریبا جان تو چی میخوری؟
جوجه بدون برنج
رژیمی عزیزم؟
آره، راستی ماست موسیر هم اگه داره بده میخوام شب ماسک بزنم.

شب در آسایشگاه
یک خانم بدو بدو میاد پیش فرمانده و ناز و عشوه میگه: جناب فرمانده، از دست ما ناراحتین؟
فرمانده: بله بسیار زیاد!
خب حالا واسه اینکه دوباره دوست بشیم بیایید تو آسایشگاه داره سریال فرار از زندان رو نشون میده، همه با هم ببینیم
فرمانده: برید بخوابید!! الان وقت خوابه!!

فرمانده میره تو آسایشگاه:
وا…عجب بی شعوری هستی ها، در بزن بعد بیا تو
راست میگه دیگه، یه یااللهی چیزی بگو

فرمانده: بلندشید برید بخوابید!

همه غرغر کنان رفتند جز ۲ نفر که روبرو هم نشسته اند
فرمانده: ببینم چیکار میکنید؟
واستا ناخونای پای مهشید جون لاکش تموم بشه بعد میریم.
آره فری جون؛ صبر کن این یکی پام مونده
فرمانده: به من میگی فری؟؟ سرباز! بندازش انفرادی.
سرباز: آخه گناه داره، طفلکی
مهشید: ما اومدیم سربازی یا زندان! عجبا

به نقل از http://funi.ir

  نويسنده: حسین  تاريخ: چهارشنبه شانزدهم دی 1388  موضوع: مطالب خواندنی   لينک ثابت   ?  
http://www.IraniTopSite.com , ايراني تاپ سايت